محتشم کاشانی › وله ایضا| ” میراث‌دار ادب پارسی “

محیط دولت اقبال خواجه میر حسن / که بود تاجر فرزانه‌ای چو او نادر
چو بی‌ثباتی ویرانهٔ جهان دانست / زدود نقش فریبش ز صفحهٔ خاطر
وزین سراچه فانی قدم کشید و رسید / ز سیر عالم باقی به نعمت وافر
چو خواست دل که برد ره به گنج تاریخش / وزین مقوله شود نکته‌ای بر او ظاهر
به رمز نکته‌رسی گفت خواجه میر حسن / گذشت از سر ویرانه جهان آخر