محتشم کاشانی › در تقاضا گوید| ” میراث‌دار ادب پارسی “

صبا به خدمت خدام خواجگی برسان / نیاز من که به جان و دلش هوا خواهم
بگو اگرچه به عنوان شاعری هرگز / نیامد است فرو سر به هیچ در گاهم
ولی چه بر سر راهم برای خرجی راه / طمع نموده ره اینجا و برده از راهم
وگر بهم نرسد خرجی آن قدر بد نیست / قبای خاصهٔ شاعر پسند اعلا هم
به شاعران دگر نسبتم مکن زان رو / که بنده جایزه از مال خویش می‌خواهم