محتشم کاشانی › قطعه| ” میراث‌دار ادب پارسی “

تبارک‌الله ازین حوض خانهٔ دلکش / که در شک جوی جنانست و آبروی جهان
بنای بی‌خللش چون بنای روضه خلد / هوای معتدلش چون هوای عالم جان
فکنده طرح شگرفی مهندس تردست / که می‌چکد به مثل آب از طراوت آن
زبان خامه نقاش کرده صنعتها / که در ثناش زبون است خامه دو زبان
چه فیضهاست در این منزل ترقی بخش / که در زمین شریفش به عکس طبع زمان
مزاج عنصر آتش گرفته عنصر آب / که شعله‌وار به اوج از حضیض گشته روان
چه جای آب که خاک از شرافت این بوم / سزد که میل به بالا نماید از پایان
فلک در آینه عرض و فرش دید و نداد / نشان ز فرش چنین و خبر ز عرش چنان
خدای عالمش از چشم بد نگهدارد / که مانده است برو چشم عالمی حیران
بدیدهٔ خرد این حوض خانه را شانی است / که می‌دهد ز بهشت حیات بخش نشان
بنا نمودن این حوض راست تاریخی / که به اویست مطابق بنای حوض جنان
نکرد محتشم اندر صفات این منزل / به صد زبان یکی از صدهزار نکته بیان