محتشم کاشانی › شمارهٔ ۱۰۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

همان اوج دولت شاه یحیی / که پروازش گذشت از ذروهٔ ماه
به تنگ آمد دلش ناگه ازین بوم / ز هم پروازی اقران و اشباه
چو بود از زمرهٔ همت بلندان / ز شاخ سدره گردید آشیان خواه
چو بیرون از جهان می‌رفت می‌گفت / زبان هاتفان الخلد مثواه
چو او را جان برآمد برنیامد / ز جان خلق غیر از آه جانکاه
چو تاریخش طلب کردم خرد گفت / برون شد شاه یحیی از جهان آه