مولوی › قال النبی علیه‌السلام ارحموا ثلاثا عزیز قوم ذل و غنی قوم| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بخش ۳۸ - قال النبی علیه‌السلام ارحموا ثلاثا عزیز قوم ذل و غنی قوم افتقر و عالما یلعب به الجهال
گفت پیغامبر که رحم آرید بر / جان من کان غنیا فافتقر
والذی کان عزیزا فاحتقر / او صفیا عالما بین المضر
گفت پیغامبر که با این سه گروه / رحم آرید ار ز سنگید و ز کوه
آنک او بعد از رئیسی خوار شد / وآن توانگر هم که بی‌دینار شد
وآن سوم آن عالمی که اندر جهان / مبتلی گردد میان ابلهان
زانک از عزت به خواری آمدن / هم‌چو قطع عضو باشد از بدن
عضو گردد مرده کز تن وا برید / نو بریده جنبد اما نی مدید
هر که از جام الست او خورد پار / هستش امسال آفت رنج و خمار
وآنک چون سگ ز اصل کهدانی بود / کی مرورا حرص سلطانی بود
توبه او جوید که کردست او گناه / آه او گوید که گم کردست راه