گفت کسی خواجه سنایی بمرد / مرگ چنین خواجه نه کاریست خرد
قالب خاکی به زمین بازداد / روح طبیعی به فلک واسپرد
ماه وجودش ز غباری برست / آب حیاتش به درآمد ز درد
پرتو خورشید جدا شد ز تن / هر چه ز خورشید جدا شد فسرد
صافی انگور به میخانه رفت / چونک اجل خوشه تن را فشرد
شد همگی جان مثل آفتاب / جان شده را مرده نباید شمرد
مغز تو نغزست مگر پوست مرد / مغز نمیرد مگرش دوست برد
پوست بهل دست در آن مغز زن / یا بشنو قصه آن ترک و کرد
کرد پی دزدی انبان ترک / خرقه بپوشید و سر و مو سترد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.