ناصرخسرو › اندر پدید آمدن انواع از شخص| ” میراثدار ادب پارسی “
روا بود که یکی مر آفرید ایزد / و هم زتنش یکی جفت کرده انده خوار،
پس از میانشان نسل آفرید و فرزندان / نبیرگان فراوان و بیشمار تبار؟
اگر تو منکرشی، سورة النساست دلیل / که آفرید یکی و ازو هزار هزار
وگر مقر شوی، شخص پیش و از پس نوع / چگونه شاید بودن؟ خرد بدین بگمار
نخست جنس، پس آنگاه نوع و از پس شخص / طریق حکمت آن، بی جدال و بی پیکار
بدانه گندماندر چیست کو مر خاک و سرگین را / چنان کردست کآنرا کس همین زین دو نپندارد
چگونه بی سر و دندان و حلق و معده آن دانه / همی خاکی خورد همواره کآب اورا بیاغارد
کسی کاین پر عجایب صنع و قدرت را نمی بیند / سزد گرد مرد بینا جز که نابیناش نشمارد
بدانه تخمها در پیشکارانند مردم را / که هریک ز آن یکی کارو یکی پیشه دگر دارد
چو در هر دانهئی دانا یکی صانع همی بیند / خدای خویش آنها را نه پندارد نه انگارد
وراندر یافتن مر پیشکاران را چو در ماند / بر آنک او برتر از عقل است خیره و هم نگمارد
کسی شکر خداوندی که او را بندهئی بخشد / که او از خاک خرما کرد داند، خود بگزارد؟
ترا در دانه خرماست ای بینا دل این بنده / که او برسرت هر سالی همی خرما فرو بارد
کسی کز کردگار خویش اینسان نعمتی یابد / سزد گر در دو دیده خویش تخم شکر او کارد.
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.