خواجه عبدالله انصاری › مناجات شمارهٔ ۲۰۹| ” میراث‌دار ادب پارسی “

روزی که سر از پرده برون خواهی کرد / دانم که زمانه را زبون خواهی کرد
گر زیب و جمال از این فزون خواهی کرد / یارب چه جگر هاست که خون خواهی کرد
بنمای رهی که ره نماینده تویی / بگشای دری که در گشاینده تویی
زنگار غمان گرفت دور دل دل من / بزدای که زنگ دل زداینده تویی