عبید زاکانی › ایضا در مدح همو| ” میراث‌دار ادب پارسی “

تا زمان برقرار خواهد بود / تا زمین پایدار خواهد بود
پادشاه جهان ابواسحاق / در جهان کامکار خواهد بود
سپهت را همیشه نصرت و فتح / بر یمین و یسار خواهد بود
هر امیدی که داری از یزدان / ده صد و صد هزار خواهد بود
هرکجا کارزار خواهی کرد / خصم را کار، زار خواهد بود
کمر بندگیت هر که نبست / بستهٔ روزگار خواهد بود
در همه کار اجتهاد از تو / نصرت از کردگار خواهد بود
در چنین دولت ار بود غماز / نافه‌های تتار خواهد بود
در چنین عهد عدل آشفته / سر زلفین یار خواهد بود
گه گهی ناتوانی ار افتد / هم نسیم بهار خواهد بود
این دلیری ز حد گذشت اکنون / به دعا اختصار خواهد بود
ملکت بر فلک دعاگو باد / تا فلک را مدار خواهد بود