عبید زاکانی › غزل شمارهٔ ۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای خط و خال خوشت مایهٔ سودای ما / ای نفسی وصل تو اصل تمنای ما
چونکه قدم مینهد شوق تو در ملک جان / صبر برون میجهد از دل شیدای ما
چتر همایون عشق سایه چو بر ما فکند / راه خرابات پرس گر طلبی جای ما
از رخ زیبای تو قبله‌گه عام را / کعبهٔ دیگر نباد دلبر ترسای ما
مردم لولی وشیم ما که وسجده کدام / رای هزیمت گرفت عقل سبک رای ما
صوفی افسرده را زحمت ما گو مده / رو تو و محراب زهد ما و چلیپای ما
رطل گرانرا ز دست تا ننهی ای عبید / زانکه روان میبرد عمر سبک پای ما