عبید زاکانی › غزل شمارهٔ ۴۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

سعادت روی با دین تو دارد / غنیمت خانهٔ زین تو دارد
زهی دولت زهی طالع زهی بخت / که شب پوش و عرقچین تو دارد
چه مقبل هندویی کان خال زیباست / که مسکن لعل شیرین تو دارد
قبا گوئی چه نیکی کرده باشد / که در بر سرو سیمین تو دارد
صبا دنیا معطر کرده گوئی / گذر بر زلف پر چین تو دارد
بسی دیدم پریرویان در آفاق / ندیدم کس که آئین تو دارد
به عالم هرکسی را کیش و دینی است / عبید بینوا دین تو دارد