عبید زاکانی › غزل شمارهٔ ۵۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

علی‌الصباح که نرگس پیاله بردارد / سمن به عزم صبوحی کلاله بردارد
چکاوک از سرمستی خروش در بندد / ز شوق بلبل دلخسته ناله بردارد
به صد جمال درآمد عروس گل به چمن / صباش دامن گلگون غلاله بردارد
وجوه قرض میم هست لیک میترسم / که می‌فروشم نام از قباله بردارد
خنک نسیم بهاری که در جهد سحری / ز روی چون گل ساقی کلاله بردارد
خوشا کسی که در آن دم به بانک بلبل مست / ز خواب ناز نشیند پیاله بردارد
عبیدوار بزن پنج کاسه می کان می / ز پیش دل غم پنجاه ساله بردارد