پیوسته چشم شوخت ما را فکار دارد / آن ترک مست آخر با ما چکار دارد
با زلف بیقرارش دل مدتی قرین شد / این رسم بیقراری زو یادگار دارد
خرم کسی که با تو روزی به شب رساند / یا چون تو نازنینی شب در کنار دارد
رشگ آیدم همیشه بر حال آن سگی کو / بر خاک آستانت وقتی گذار دارد
با ما دمی نسازد وصلت به هیچ حالی / بیچاره آن که یاری ناسازگار دارد
شوریدگی و مستی فخر عبید باشد / نادان کسی بود کو زین فخر عار دارد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.