عبید زاکانی › در یاس از خلق و توکل به خدا| ” میراثدار ادب پارسی “
نماند هیچ کریمی که پای خاطر من / ز بند حادثهٔ روزگار بگشاید
خیال بود مرا کان غرض که مقصود است / حصول آن غرض از شهریار بگشاید
بدان هوس بر سلطان کامران رفتم / که از عطای ویم کار و بار بگشاید
ز پیش شاه و وزیرم دری گشاده نشد / مگر ز غیب دری کدر کار بگشاید
عبید حاجت از آن درطلب که رحمت او / اگر ببندد یک در هزار بگشاید
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.