عبید زاکانی › در شکایت از قرض گوید| ” میراثدار ادب پارسی “
مردم به عیش و شادی و من در بلای قرض / هریک به کار و باری و من مبتلای قرض
قرض خدا و قرض خلایق به گردنم / آیا ادای فرض کنم یا ادای قرض
خرجم فزون ز غایت و قرضم برون ز حد / فکر از برای خرج کنم یا برای قرض
از هیچ خط نتابم غیر از سجل دین / وز هیچکس ننالم غیر از گوای قرض
در شهر قرض دارم واندر محله قرض / در کوچه قرض دارم واندر سرای قرض
از صبح تا به شام در اندیشه ماندهام / تا خود کجا بیابم ناگه رجای قرض
مردم ز دست قرض گریزان و من به صدق / خواهم پس از نماز و دعا از خدای قرض
عرضم چو آبروی گدایان به باد رفت / از بس که خواستم ز در هر گدای قرض
گر خواجه تربیت نکند نزد پادشا / مسکین عبید چون کند آخر دوای قرض
خواجه علاء دولت و دین آن که جز کفش / هرگز کسی ندید به گیتی سزای قرض
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.