عبید زاکانی › رباعی شمارهٔ ۴۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بر هیچ کسم نه مهر مانده است نه کین / یک باره بشسته دست از دنیی و دین
در گوشه نشسته‌ام به فسقی مشغول / هرگز که شنیده فاسق گوشه‌نشین