عبید زاکانی › رباعی شمارهٔ ۴۷| ” میراث‌دار ادب پارسی “

از دل نرود شوق جمالت بیرون / وز سینه هوای زلف و خالت بیرون
این طرفه که با این همه سیلاب سرشگ / از دیده نمیرود خیالت بیرون