جوانی خار کن بر خار میخفت / کسی گل بر سرش کرد، آن جوان گفت
مرا تا خار دامن گیر گشتست / گل اندر خاطرم کمتر گذشتست
ز خاری هر که او پیوند بیند / همان بهتر که: گل دیگر نچیند
به تنهایی مرا خاری تمامست / وصال گل به انبازی حرامست
درین بستان گل رنگین چه جویی؟ / که دارد حسن او داغ دو رویی
اگر خاری کند وقت ترا خوش / بر افشان دامن گل را به آتش
ز گل رویان تر دامن چه جویی؟ / که بر هرکس بخندد از دو رویی
بتان بیوفا خود را پرستند / دلیران این چنین بتها شکستند
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.