عطار › جواب پدر| ” میراث‌دار ادب پارسی “

پدر گفتا که جهلت غالب آمد / دلت این جام را زان طالب آمد
که تا چون واقف آئی از همه راز / شوی برجملهٔ عالم سرافراز
چو خود را بر فلک این جاه بینی / همه خلق زمین در چاه بینی
ز عُجب جاهِ خود از خود شوی پُر / بمانی جاودانی در تکبر
اگر در پیش داری جامِ جمشید / که یک یک ذره می‌بینی چو خورشید
چه گر زان جام بینی ذرّه ذرّه / که چون مرگت نهد بر فرق ارّه
نداری هیچ حاصل چون جم از جام / که چون جم زار میری هم سرانجام
چو هست این جام در چاه اوفتادن / حرامت باد از راه اوفتادن