پدر گفتا که جهلت غالب آمد / دلت این جام را زان طالب آمد
که تا چون واقف آئی از همه راز / شوی برجملهٔ عالم سرافراز
چو خود را بر فلک این جاه بینی / همه خلق زمین در چاه بینی
ز عُجب جاهِ خود از خود شوی پُر / بمانی جاودانی در تکبر
اگر در پیش داری جامِ جمشید / که یک یک ذره میبینی چو خورشید
چه گر زان جام بینی ذرّه ذرّه / که چون مرگت نهد بر فرق ارّه
نداری هیچ حاصل چون جم از جام / که چون جم زار میری هم سرانجام
چو هست این جام در چاه اوفتادن / حرامت باد از راه اوفتادن
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.