پروین اعتصامی › بام شکسته| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بادی وزید و لانهٔ خردی خراب کرد / بشکست بامکی و فرو ریخت بر سری
لرزید پیکری و تبه گشت فرصتی / افتاد مرغکی وز خون سرخ شد پری
از ظلم رهزنی، ز رهی ماند رهروی / از دستبرد حادثه‌ای، بسته شد دری
از هم گسست رشتهٔ عهد و مودتی / نابود گشت نام و نشانی ز دفتری
فریاد شوق دیگر از آن لانه برنخاست / و آن خار و خس فکنده شد آخر در آذری
ناچیز گشت آرزوی چند ساله‌ای / دور اوفتاد کودک خردی ز مادری