جوابش داد آنجا سوخته باز / که هستم آشنا ای یار دمساز
پس آتش گفت کارم روشنائیست / تو تاریکی ترا چه آشنائیست
جوابش داد حالی سوخته خوش / که تاریک از کهام الا ز آتش
مرا تو سوختی در روشنائی / کنون گوئی نداری آشنائی
چنین چون سوخته من از توام زار / بلطفی سوختهٔ خود را نگه دار
چو عجن سوخته بشناخت آتش / ز عالم دست با او کرد درکش
اگر تو نیز زین غم برفروزی / چو اینجا سوختی آنجا نسوزی
که خشت پخته گرچه از زمین زاد / ولیکن هست خشتی آتشین زاد
چو خشت پخته خشتی آتشینست / نشاید گور آن را کاهل دینست
چو شرعت این قدر جایز ندارد / برای آتشت هرگز ندارد
چراغی گر بچشم آید چمن را / کند پژمرده حالی یاسمن را
چراغی کز در حق نازنینست / مثالش چون چراغ یاسمینست
اگرچه در مشقّت میبوَد زیست / ز ما نازکتر و بیچاره تر کیست
اگر برگ گلی افتد بما بر / ز ما کس را نه بینی بینواتر
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.