روز شکار، پیرزنی با قباد گفت / کاز آتش فساد تو، جز دود و آه نیست
روزی بیا به کلبهٔ ما از ره شکار / تحقیق حال گوشهنشینان گناه نیست
هنگام چاشت، سفرهٔ بی نان ما ببین / تا بنگری که نام و نشان از رفاه نیست
دزدم لحاف برد و شبان گاو پس نداد / دیگر به کشور تو، امان و پناه نیست
از تشنگی، کدوبنم امسال خشک شد / آب قنات بردی و آبی بچاه نیست
سنگینی خراج، بما عرضه تنگ کرد / گندم تراست، حاصل ما غیر کاه نیست
در دامن تو، دیده جز آلودگی ندید / بر عیبهای روشن خویشت، نگاه نیست
حکم دروغ دادی و گفتی حقیقت است / کار تباه کردی و گفتی تباه نیست
صد جور دیدم از سگ و دربان به درگهت / جز سفله و بخیل، درین بارگاه نیست
ویرانه شد ز ظلم تو، هر مسکن و دهی / یغماگر است چون تو کسی، پادشاه نیست
مردی در آنزمان که شدی صید گرگ آز / از بهر مرده، حاجت تخت و کلاه نیست
یکدوست از برای تو نگذاشت دشمنی / یک مرد رزمجوی، ترا در سپاه نیست
جمعی سیاهروز سیهکاری تواند / باور مکن که بهر تو روز سیاه نیست
مزدور خفته را ندهد مزد، هیچکس / میدان همت است جهان، خوابگاه نیست
تقویم عمر ماست جهان، هر چه میکنیم / بیرون ز دفتر کهن سال و ماه نیست
سختی کشی ز دهر، چو سختی دهی بخلق / در کیفر فلک، غلط و اشتباه نیست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.