مرا از آن چه که بیرون شهر صحراییست / قرین دوست به هر جا که هست خوش جاییست
کسی که روی تو دیدست از او عجب دارم / که باز در همه عمرش سر تماشاییست
امید وصل مدار و خیال دوست مبند / گرت به خویشتن از ذکر دوست پرواییست
چو بر ولایت دل دست یافت لشکر عشق / به دست باش که هر بامداد یغماییست
به بوی زلف تو با باد عیشها دارم / اگر چه عیب کنندم که بادپیماییست
فراغ صحبت دیوانگان کجا باشد / تو را که هر خم مویی کمند داناییست
ز دست عشق تو هر جا که میروم دستی / نهاده بر سر و خاری شکسته در پاییست
هزار سرو به معنی به قامتت نرسد / و گر چه سرو به صورت بلندبالاییست
تو را که گفت که حلوا دهم به دست رقیب / به دست خویشتنم زهر ده که حلواییست
نه خاص در سر من عشق در جهان آمد / که هر سری که تو بینی رهین سوداییست
تو را ملامت سعدی حلال کی باشد / که بر کناری و او در میان دریاییست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.