سعدی › تکه ۱۴| ” میراث‌دار ادب پارسی “

باد بهاری وزید، از طرف مرغزار / باز به گردون رسید، نالهٔ هر مرغ‌زار
سرو شد افراخته، کار چمن ساخته / نعره زنان فاخته، بر سر بید و چنار
گل به چمن در برست، ماه مگر یا خورست / سرو به رقص اندرست، بر طرف جویبار
شاخ که با میوه‌هاست، سنگ به پا می‌خورد / بید مگر فارغست، از ستم نابکار
شیوهٔ نرگس ببین، نزد بنفشه نشین / سوسن رعنا گزین، زرد شقایق ببار
خیز و غنیمت شمار، جنبش باد ربیع / نالهٔ موزون مرغ، بوی خوش لاله‌زار
هر گل و برگی که هست، یاد خدا می‌کند / بلبل و قمری چه خواند، یاد خداوندگار
برگ درختان سبز، پیش خداوند هوش / هر ورقی دفتریست، معرفت کردگار
وقت بهارست خیز، تا به تماشا رویم / تکیه بر ایام نیست، تا دگر آید بهار
بلبل دستان بخوان، مرغ خوش الحان بدان / طوطی شکرفشان، نقل به مجلس بیار
بر طرف کوه و دشت، روز طوافست و گشت / وقت بهاران گذشت، گفتهٔ سعدی بیار