سعدی › ترکیب بند| ” میراث‌دار ادب پارسی “

در عهد تو ای نگار دلبند / بس عهد که بشکنند و سوگند
من چون تو دگر ندیده‌ام خوب / منظور جهانیان و محبوب
ما را هوس تو کس نیاموخت / پروانه به جهد خویشتن سوخت
دوران تو نادر اوفتادست / کاین حسن خدا به کس ندادست
ای چشم و چراغ دیده و حی / خون ریختنم چه می‌کنی هی
هرلحظه به سر درآیدم دود / فریاد و جزع نمی‌کند سود
دل رفت و عنان طاقت از دست / سیل آمد و ره نمی‌توان بست
مهر تو نگار سرو قامت / بر من رقمست تا قیامت
دل در طلب تو رفت و دینم / جان نیز طمع کنی یقینم