صائب تبریزی › در توصیف دومین پلی که بر زاینده رود بسته شده| ” میراثدار ادب پارسی “
شد دو بالا زین پل نوآب و تاب زنده رود / طاق ابرویی چنین می خواست آب زنده رود
شد چو نقش ثانی این پل دلپذیر و پایدار / نقش اول بود اگر آن پل بر آب زنده رود
تا به آیین تمام این پل نقاب از رخ گشود / چشم حیران گشت سر تا سر حباب زنده رود
مصرع برجسته مطلع را کند شادابتر / زین پل نوشد دو چندان آب و تاب زنده رود
دوربادا چشم بد زین پل که هر طاقی ازو / شد مه عید دگر از بهر آب زنده رود
پیش ازین گر سرمه از خاک صفاهان خورده بود / زین پل نو شد بلند آوازه آب زنده رود
برنمی خیزد صدا از دست چون تنها بود / شد دو بالا زین دو پل گلبانگ آب زنده رود
همچو داغ تازه در زیر سیاهی شد نهان / چشمه جان بخش حیوان از حجاب زنده رود
صفحه دریاچه اش آیینه دار عشرت است / این چنین پیشانیی می خواست آب زنده رود
نیست ممکن از تماشایش نظربرداشتن / صد پری در شیشه دارد هر حباب زنده رود
هر قدر سنگین بود، بنیاد زهد و توبه را / چون کتان می ریزد از هم ماهتاب زنده رود
گر ز آب زندگی سرسبز گردد جسم ها / زنده جاوید گردد دل ز آب زنده رود
از دل زهاد می شوید غبار زهد خشک / جلوه مستانه دریا رکاب زنده رود
از گوارایی دو بالا می شود کیفیتش / باده را ممزوج اگر سازی به آب زنده رود
حسن شوخ از زیر چادر می نماید خویش را / کی تواند شد کف مستی نقاب زنده رود؟
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.