صائب تبریزی › شفای شه به دعا از خدا طلب کرده| ” میراث‌دار ادب پارسی “

خدایا شاه ما را صحت کامل کرامت کن / به غیر از درد دین از دردها او را حمایت کن
ز نبض مستقیم او بود شیرازه عالم را / جهان را مستقیم از صحت آن پاک طینت کن
به حول و قوت خود رفع کن ضعف مزاجش را / مبدل رنج آن جان بخش عالم را به صحت کن
گرانی بیش ازین آن جان عالم برنمی دارد / به جان دوستان درد و غم او را حوالت کن
اگر چه نیست لایق جان ما بهر نثار او / نثار مقدم آن شهسوار دین و دولت کن
به لطف خویش بردار انحراف از طبع او یارب / ز شمشیر کج او ملک را با استقامت کن
دعای صحبت او می کنند از جان و دل عالم / دعای خلق را در حق او یارب اجابت کن
درین موسم که عدل از مهر عالمتاب شد میزان / مزاجش معتدل یارب به میزان عدالت کن
ز نوبت چون گزیری نیست فرمان بخش عالم را / غم و تشویش او را منحصر در پنج نوبت کن
ز نور جبهه او چشم عالم روشنی دارد / چراغ عالمی روشن ازان خورشید طلعت کن
ندارد غیر ازین وردی زبان خامه صائب / که یارب شاه ما را صحت کامل کرامت کن