از زمین اوج گرفته است غباری که مراست / ایمن از سیلی موج است کناری که مراست
چشم پوشیدهام از هر چه درین عالم هست / چه کند سیل حوادث به حصاری که مراست؟
کار زنگار کند با دل چون آینهام / گر چه هست از دگران، نقش و نگاری که مراست
جان غربت زده را زود به پابوس وطن / میرساند نفس برق سواری که مراست
نیست از خاک گرانسنگ به دل قارون را / بر دل از رهگذر جسم غباری که مراست
میکنم خوش دل خود را به تمنای وصال / سایهٔ مرغ هوایی است شکاری که مراست
نیست در عالم ایجاد، فضایی صائب / که نفس راست کند مشت غباری که مراست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.