صائب تبریزی › غزل شمارهٔ ۳۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

مرگ سبکروان طلب، آرمیدن است / چون نبض، زندگانی ما در تپیدن است
در شاهراه عشق ز افتادگی مترس / کز پا فتادن تو به منزل رسیدن است
از قاصدان شنیدن پیغام دوستان / گل را به دست دیگری از باغ چیدن است
نومیدیی که مژدهٔ امید می‌دهد / از روی ناز نامهٔ عاشق دریدن است
چون شیر مادرست مهیا اگرچه رزق / این جهد و کوشش تو به جای مکیدن است
صائب ز اهل عقل شنیدن حدیث عشق / اوصاف یوسف از لب اخوان شنیدن است