صائب تبریزی › غزل شمارهٔ ۵۹| ” میراث‌دار ادب پارسی “

جذبهٔ شوق اگر از جانب کنعان نرسد / بوی پیراهن یوسف به گریبان نرسد
در مقامی که ضعیفان کمر کین بندند / آه اگر مور به فریاد سلیمان نرسد!
تو و چشمی که ز دلها گذرد مژگانش / من و دزدیده نگاهی که به مژگان نرسد
هر که از دامن او دست مرا کوته کرد / دارم امید که دستش به گریبان نرسد!
شعلهٔ شوق من از پا ننشیند صائب / تا دل تشنه به آن چاه زنخدان نرسد