صائب تبریزی › غزل شمارهٔ ۷۷| ” میراث‌دار ادب پارسی “

از پختگی است گر نشد آواز ما بلند / کی از سپند سوخته گردد صدا بلند؟
سنگین نمی‌شد اینهمه خواب ستمگران / گر می‌شد از شکستن دلها صدا بلند
هموار می‌شود به نظر بازکردنی / قصری که چون حباب شود از هوا بلند
رحمی به خاکساری ما هیچ‌کس نکرد / تا همچو گردباد نشد گرد ما بلند
از جوهری نگین به نگین دان شود سوار / از آشنا شود سخن آشنا بلند
فریاد می‌کند سخنان بلند ما / آواز ما اگر نشود از حیا بلند
از بس رمیده است ز همصحبتان دلم / بیرون روم ز خود، چو شد آواز پا بلند
بلبل به زیر بال خموشی کشید سر / صائب به گلشنی که شد آواز ما بلند