چه بود هستی فانی که نثار تو کنم؟ / این زر قلب چه باشد که به کار تو کنم؟
جان باقی به من از بوسه کرامت فرمای / تا به شکرانه همان لحظه نثار تو کنم
همه شب هلاه صفت گرد دلم میگردد / که ز آغوش خود ای ماه، حصار تو کنم
جون سر زلف، امید من ناکام این است / که شبی روز در آغوش و کنار تو کنم
دام من نیست به آهوی تو لایق، بگذار / تا به دام سر زلف تو شکار تو کنم
آنقدر باش که خالی کنم از گریه دلی / نیست چون گوهر دیگر که نثار تو کنم
کم نشد درد تو صائب به مداوای مسیح / من چه تدبیر دل خسته زار تو کنم؟
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.