صائب تبریزی › غزل شمارهٔ ۱۲۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ما نقل باده را ز لب جام کرده‌ایم / عادت به تلخکامی از ایام کرده‌ایم
دانسته‌ایم بوسه زیاد از دهان ماست / صلح از دهان یار به پیغام کرده‌ایم
از ما متاب روی، که از آه نیم شب / بسیار صبح آینه را شام کرده‌ایم
سازند ازان سیاه رخ ما، که چون عقیق / هموار خویش را ز پی نام کرده‌ایم
ما همچو آدم از طمع خام دست خویش / در خلد نان پخته خود خام کرده‌ایم
چشم گرسنه، حلقهٔ دام است صید را / ما خویش را خلاص ازین دام کرده‌ایم
صائب به تنگ عیشی ما نیست میکشی / چون لاله اختصار به یک جام کرده‌ایم