صائب تبریزی › غزل شمارهٔ ۱۲۹| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ما اختیار خویش به صهبا گذاشتیم / سر بر خط پیاله چو مینا گذاشتیم
آمد چو موج، دامن ساحل به دست ما / تا اختیار خویش به دریا گذاشتیم
از جبههٔ گشاده گرانی رود ز دل / چون کوه سر به دامن صحرا گذاشتیم
چون سیل، گرد کلفت ما هر قدم فزود / تا پای در خرابهٔ دنیا گذاشتیم
از دست رفت دل به نظر باز کردنی / این طفل را عبث به تماشا گذاشتیم
صائب بهشت نقد درین نشاه یافتیم / تا دست رد به سینهٔ دنیا گذاشتیم