صائب تبریزی › غزل شمارهٔ ۱۳۱| ” میراث‌دار ادب پارسی “

از یار ز ناسازی اغیار گذشتیم / از کثرت خار از گل بی خار گذشتیم
این باده زیاد از دهن ساغر ما بود / مخمور ز لعل لب دلدار گذشتیم
جایی که سخن سبز نگردد، نتوان گفت / چون طوطی ازان آینه رخسار گذشتیم
خاری نشد آزرده به زیر قدم ما / چون سایهٔ ابر از سر گلزار گذشتیم
از خرقهٔ تزویر نچیدیم دکانی / مردانه ازین پردهٔ پندار گذشتیم
شد دست دعا خار به زیر قدم ما / از بس که ازین مرحله هموار گذشتیم
صائب چو گران بود به رنجور عیادت / از دیدن آن نرگس بیمار گذشتیم