صائب تبریزی › غزل شمارهٔ ۱۳۷| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ما تازه روی چون صدف از دانهٔ خودیم / خرسند از محیط به پیمانهٔ خودیم
ما را غریبی از وطن خود نمی‌برد / در کعبه‌ایم و ساکن بتخانهٔ خودیم
از هوش می‌رویم به گلبانگ خویشتن / در خواب نوبهار ز افسانهٔ خودیم
نوبت به کینه جویی دشمن نمی‌دهیم / سنگی گرفته در پی دیوانهٔ خودیم
در بوم این سیاه دلان جغد می‌شویم / ورنه همای گوشهٔ ویرانهٔ خودیم
گرد گنه به چشمهٔ کوثر نمی‌بریم / امیدوار گریهٔ مستانهٔ خودیم
چون کوهکن به تیشهٔ خود جان سپرده‌ایم / در زیر بار همت مردانهٔ خودیم
صائب ز فیض خانه بدوشی درین بساط / هر جا که می‌رویم به کاشانهٔ خودیم