صائب تبریزی › غزل شمارهٔ ۱۴۲| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ما درد را به ذوق می ناب می‌کشیم / از آه سر منت مهتاب می‌کشیم
از حیف و میل، پلهٔ میزان ما تهی است / از سنگ، ناز گوهر سیراب می‌کشیم
پاکی است شرط صحبت پاکیزه گوهران / پیش از پیاله دست و دهن آب می‌کشیم!
بر خاک تشنه جرعه فشانی عبادت است / ما باده را به گوشهٔ محراب می‌کشیم
ترسانده است دولت بیدار، چشم ما / از بخت خفته ناز شکر خواب می‌کشیم
صائب به زور گریهٔ بی‌اختیار، ما / در گوش بحر حلقهٔ گرداب می‌کشیم