مکن منع تماشایی ز دیدن / که این گل کم نمیگردد به چیدن
چو ابروی بتان محراب خود کن / کمانی را که نتوانی کشیدن
مرا از خرمن افلاک، چون چشم / پر کاهی است حاصل از پریدن
نگردد قطع راه عشق، بیشوق / به پای خفته نتوان ره بریدن
به از جوش سخای چشمه سارست / جواب تلخ از دریا شنیدن
مزن زنهار لاف حق شناسی / چو نتوانی به کنه خود رسیدن
پس از چندین کشاکش، دام خود را / تهی میباید از دریا کشیدن
کم از کشور گشایی نیست صائب / گریبانی به دست خود دریدن
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.