صائب تبریزی › شمارهٔ ۳۴| ” میراث‌دار ادب پارسی “

قانع به جرعه نیست لب میگسار ما / میخانه را به آب رساند خمار ما
ای جلوه نسیم ترحم چه کوتهی است / در غنچه زنگ بست گل اعتبار ما
از نخل موم صد گل رنگین شکفت و ریخت / یک برگ سبز سر نزد از شاخسار ما
امشب که آمده است به کف سیب آن ذقن / خالی است جای شیشه می در کنار ما