صائب تبریزی › شمارهٔ ۳۸| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بلبل به ثنای تو گشوده است زبان را / گل غنچه به پابوس تو کرده است دهان را
در بندگی قامت موزون تو بسته است / هر فاخته از طوق کمر سرو روان را
هر شاخ گل آماده به نظاره رویت / از غنچه و شبنم دل و چشم نگران را