صائب تبریزی › شمارهٔ ۱۰۲| ” میراث‌دار ادب پارسی “

تا به کام است فلک، خار گل پیرهن است / بخت تا سبز بود ساحت گلخن چمن است
یوسف از خواری اخوان سر کنعانش نیست / هر کجا بخت عزیزی دهد آنجا وطن است
جوی شیر از جگر سنگ بریدن سهل است / هر که بر پای هوس تیشه زند کوهکن است