صائب تبریزی › شمارهٔ ۱۱۹| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ستاره سحر عشق چشم بیدارست / غبار لشکر غم ناله شرربارست
دلی که نیست در او شور عشق، ناقوس است / رگی که نیست در او پیچ تاب، زنارست
قدم ز دایره خود برون منه صائب / که حصن عافیت نقطه خط پرگارست