صائب تبریزی › شمارهٔ ۱۴۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

عقل را از مغز بیرون داغ سودا می برد / جذبه خورشید شبنم را به بالا می برد
نوبهار مغفرت از مشرب ما سرخ روست / ابر رحمت آب از پیمانه ما می برد
اگر چه باغ جهان از وفای گل خالی است / به تن مباد سری کز هوای گل خالی است
اگر به کنج قفس راه باغبان افتد / نمی رود به زبانش که جای گل خالی است