صائب تبریزی › شمارهٔ ۱۶۲| ” میراث‌دار ادب پارسی “

از سرد مهری آتش شوقم فسرده است / روغن تلف مکن به چراغی که مرده است
با مشتری به چین جبین حرف می زند / حسن تو گوشمال کسادی نخورده است