صائب تبریزی › شمارهٔ ۲۱۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

پنبه از بی طالعی ناخن به داغم می زند / پرده فانوس، دامن بر چراغم می زند
عشقبازان را نسیم زلف می آرد به رقص / بوی گل بیهوده خود را بر دماغم می زند