صائب تبریزی › شمارهٔ ۲۲۹| ” میراث‌دار ادب پارسی “

(غبارم را نسیم ناتوانی دربدر دارد / غریب کشور طالع چه پروای سفر دارد؟)
(غلط کردم ز بزم او جدا گشتم، ندانستم / خمار باده لعلش چه عالم دردسر دارد)
ز نخوت تاج شاهان فتنه ها در زیر سر دارد / ازین باد مخالف کشتی دولت خطر دارد
مخور زنهار از همواری وضع جهان بازی / که این بیدادگر در موم پنهان نیشتر دارد
مده سررشته کوچکدلی از دست در دولت / که گر از دیده سوزن فتد عیسی خطر دارد