صائب تبریزی › شمارهٔ ۲۳۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

کسی چون چشم ازان رخسار آتشناک برگیرد؟ / که انگشت از اشارت کردنش چون شمع درگیرد
توان کردن به وحشت سرکشان را زیردست خود / که کوه قاف را عنقا ز عزلت زیر پر گیرد
عقل کوته بین جدل با عشق سرکش می کند / بوریا چین جبین در کار آتش می کند
از گریبان تجرد سر برون آورده ام / بوی پیراهن دماغم را مشوش می کند