صائب تبریزی › شمارهٔ ۲۵۲| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بی تو گر ساغر زنم خون در رگم نشتر شود / بی دم تیغت اگر آبی خورم خنجر شود
غیرت ما ناز از معشوق نتواند کشید / بلبل مغرور ما از خنده گل، تر شود