صائب تبریزی › شمارهٔ ۲۶۲| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ز شور بلبلان گل از هوای خود نمی افتد / ز آه صبح، خورشید از هوای خود نمی افتد
غرور حسن دارد غافل از خط لاله رویان را / نظر طاوس را از پر به پای خود نمی افتد
چرا معشوق عاشق پیشه من در دل شبها / به گرد خود نمی گردد، به پای خود نمی افتد