صائب تبریزی › شمارهٔ ۲۶۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ز راه چشم، غم در جان غم فرسود می پیچد / ز روزن در مصیبت خانه ما دود می پیچد
ز شمشیر که دارد صبح این زخم نمایان را؟ / که دردم بر جگر زان رخت خون آلود می پیچد
کسی چون چشم ازان رخسار آتشناک بردارد؟ / که از روزن تماشایش عنان دود می پیچد